فایل با فرمت ورد و قابل ویرایش می باشد

 

  اثرات سیاست خارجی عربستان در یمن

 بر نقش آفرینی ایران در خاورمیانه  مرتضی همتی
 شهروز ابراهیمی

 

تاریخ دریافت 26/9/6996       تاریخ پذیرش 29/4/6993

 

چکیده

موقعیت استراتژیک کشور یمن در شبه جزیره عرب به ویژه تسلط بر تنگه استراتژیک باب المندب که از نظر ترانزیت نفت، کالا و نیز تسلیحات، حائز اهمیتی اساسی است؛ از یک سو همواره مورد توجه  دولتهای جمهوری اسلامی ایران و به خصوص عربستان سعودی به عنوان 222 حیاط خلوت آن کشور بوده است. از سوی دیگر با توجه به جمعیت شیعیان ساکن در یمن، خروج آن کشور از زیرِ سیطره عربستان ،به زعم دولت سعودی گسترش نفوذ ایران در منطقه و همچنین تقویت محور مقاومت را در پی خواهد داشت .نوشتار حاضر در پی پاسخ به این سؤال  است که سیاست خارجی عربستان سعودی در یمن چه تأثیری بر نقش جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه دارد؟ در پاسخ به سؤال اصلی نوشتار، این فرضیه اصلی مورد آزمون قرار گرفته است که عربستان سعودی نقش آفرینی ایران را در تقویت محور مقاومت به عنوان مداخله جمهوری اسلامی ایران در حوزه خاورمیانه عربی تلقی نموده و آن را در جهت کاهش نفوذ و نقش منطقه ای خود ارزیابی می کند. در راستای مقابله با این برداشتِبرداشت تهدید از جمهوری اسلامی ایران، یافته های این مقاله مبین این است که از نگاه عربستان تحولات یمن، جنگ با قدرت و نفوذ ایران در شبه جزیره عربستان در کنار مرزهای  جنوبیاش است. در این راستا کشور مذکور در حوزه تحولات یمن تلاش  مینماید تا نفوذ خود را از طریق همکاری با دیگر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای گسترش داده و در مقابل محور مقاومت، موازنه سازی نماید. این امر پیامدها و بازخوردهایی برای موازنه قدرت دو قدرت منطقه ای ایران و عربستان سعودی دارد .

چارچوب نظری مورد استفاده این نوشتار موازنه قدرت می باشد که با روش توصیفی ـ تحلیلی و با ابزار فیش برداری کتابخانه ای به رشته تحریر در آمده است.

واژگان کلیدی: یمن، حوثی ها، تنگه باب المندب، عربستان، ایران، موازنه قوا

 

مقدمه

کشور یمن با تسلط بر تنگه استراتژیک باب المندب که اقیانوس هند و دریای عرب را به دریای سرخ و مدیترانه متصل می کند و همچنین اشراف کامل بر آبراه حساس دریای سرخ، خلیج عدن و کوههای استراتژیک مران همواره مورد توجه ویژه بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بوده است. امنیت تنگه باب المندب برای تمامی کشورهای ساحلی دریای سرخ از نظر ترانزیت نفت، کالاو نیز تسلیحات حائز اهمیتی اساسی است .یمن دارای جزایر زیادی از جمله جزیره مهم و استراتژیکی «پریم » در دریای سرخ است که از آن ها می تواند در مقاصد نظامی و کنترل عبور و مرور کشتی ها استفاده نماید .پرسش اصلی موردِ بررسیِ این مقاله بدین گونه می باشد که سیاست خارجی عربستان سعودی در یمن چه تأثیری بر نقش جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه دارد؟ در پاسخ به  سؤال اصلی نوشتار این فرضیه اصلی مورد آزمون قرار گرفته است که عربستان سعودی نقش آفرینی ایران را در تقویت محور مقاومت به عنوان مداخله جمهوری اسلامی ایران در حوزه خاورمیانه عربی تلقی نموده و آن را در جهت کاهش نفوذ و نقش منطقه ای خود ارزیابی  میکند. در راستای مقابله با این برداشت تهدید از جمهوری اسلامی ایران ،آن کشور به خصوص در حوزه تحولات یمن تلاش می نماید تا نفوذ خود را از طریق همکاری با دیگر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای گسترش داده و در مقابل محور مقاومت، موازنه سازی نماید. این امر پیامدها و بازخوردهایی برای موازنه قدرت دو قدرت منطقه ای ایران و عربستان سعودی دارد.

خروج یمن از زیرِ سیطره عربستان ،با توجه به جمعیت شیعیان ساکن در آن کشور و با عنایت به اینکه نفت خود را از طریق تنگه هرمز )ایران( و تنگه باب المندب )یمن( به خارج صادر می کند و در صورتی که  تنگههای یادشده بسته شوند، صادرات نفت این کشور عملاً قطع خواهد شد؛ در نتیجه باعث شده تا آن کشور خود را در تنگنای ژئوپلیتیک ببیند و بر همین اساس بعد از تحولات بهار عربی  تلاش نمود در سیاست خارجی خود در قبال کشور یمن از تمام  ظرفیتهای سیاسی و نظامی برای جلوگیری از کنترل قدرت یمن توسط انصارالله استفاده نموده و همچنین گسترش نفوذ ایران را در خاورمیانه با چالش هایی از جمله تشکیل گروه های سلفی ـ تکفیری در عراق و سوریه و حمایت های مالی و نظامی از آن ها، تشکیل ائتلاف های منطقه ای و فرامنطقه ای و به راه انداختن جنگ های نیابتی علیه ایران، مخالفت با توافق هسته ای ایران با پنج به علاوه یک، تجزیه عراق و… مواجه سازد. سؤالات فرعی مقاله نیز مربوط به علل اهمیت جایگاه استراتژیک کشور یمن برای دولت های ایران و عربستان، علل مخالفت عربستان سعودی با کنترل قدرت یمن توسط انصارالله و تأثیر آن بر توازن قدرت در منطقه خاورمیانه و علل حساسیت و مخالفت شدید عربستان سعودی نسبت به ایفای نقش ایران در یمن می باشد. چارچوب نظری این پژوهش هم متناسب با موضوع تحقیق برگرفته از نظریه موازنه قوا می باشد. در این مقاله در ابتدا سیاست خارجی عربستان 222 سعودی در یمن که شامل مروری بر روابط عربستان و یمن تا خیزش بهار عربی  در آن کشور) 2166( و همچنین روابط دو کشور بعد از خیزش بهار عربی  می باشد بررسی شد. درادامه جایگاه استراتژیک یمن در نگاه عربستان سعودی و ایران بررسی شد. در  پایان نیز سیاست های راهبردی عربستان سعودی برای مهار نفوذ ایران در یمن و تأثیر آن بر نقش جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه مورد بررسی قرار گرفته است.

  1. 1. چارجوب نظری: موازنه قدرت

چارچوب نظری این مقاله برگرفته از نظریه موازنه قوا می باشد .از منظر تبارشناسی ،ریشه نظریه موازنه قوا، به آرای متفکرین مکتب رئالیسم کلاسیک یعنی افرادی نظیر توماس هابز، هانس جی مورگنتا و کنت والتز در دوران جدید باز می گردد. به زعم متفکرین نوواقع گرا، دولت ها همواره به دنبال رقابت بر سر دستیابی به قدرت بیشتر در یک سیستم جهانی آنارشیک هستند. از این رو در مطالعات سیستمیک، نظریه پردازان این حوزه به دنبال تحلیل دو مقوله توزیع قدرت و شناسایی منابع آن در عرصه روابط بین الملل هستند .موازنه قدرت، قانون رفتار دولت هاست. بدین معنا که آنان در صورت رویارویی با قدرتی متجاوز و برهم زننده تعادل، به تأسیس یک ائتلاف متوازن کننده مبادرت ورزیده و از ظهور قدرتی مسلط و برتر جلوگیری می کنند )طیب و همکاران ،6991: 63(. نظریه موازنه قوا عمدتاً صورت بندی اتحادها را میان تعدادی از بازیگران در صحنه روابط بین الملل جهت مقاومت در برابر تهدیدات سایر دولت ها و ائتلاف ها و نیز وضعیت دولت هایی که نسبت به توزیع قدرت که غالباً با دو مؤلفه ناامنی و بی اعتمادی در فضای آنارشیک نظام بین الملل همراه است را تحلیل و توصیف می کند .

هدف اصلی این نظریه آن است که تضمینی را ایجاد کند که توزیع قدرت در نظام بین الملل به سلطه یک دولت واحد نیانجامد. اگر تغییر در موازنه قدرت، گسترده و فراگیر باشد، در آن شرایط زمینه برای شکل گیری منازعات منطقه ای به وجود می آید. بنابراین ،توازن قدرت در سطوح میانی نظام بین الملل در شرایطی انجام می گیرد که هیچ یک از بازیگران منطقه ای به برتری قدرت دست نیابند. این امر، بیانگر آن است که اگر کشوری در محیط امنیت منطقه ای به قدرت مازاد دست پیدا کند، در آن شرایط موازنه منطقه ای تغییر پیدا خواهد کرد. هر کشوری بر اساس شرایط سیاسی و ژئوپلیتیکی خود، به قدرت سازی مبادرت می کند. کشورهایی که دارای مرزهای جغرافیایی گسترده هستند و یا اینکه در جوار همسایگان تهدید کننده قرار دارند، نیاز بیشتری به توازن قدرت پیدا  می کنند.

در نظریه رئالیستی، هرگونه تلاش برای کسب برتری منطقه ای یا بین المللی با واکنش سایر بازیگران رو به رو می شود. به همین دلیل است که ضرورت های رهیافت رئالیستی بر توازن بین بازیگران تأکید دارد. رئالیست ها توازن قدرت را اصلی ترین عامل کنترل منازعات و کنش خصمانه کشورهای رقیب می دانند .کنت والتز یکی از بنیانگذاران واقع گرایی ساختاری بر این اعتقاد است که در نظام بین المللی که آنارشی، مشخصه اصلی و اساسی آن است و هیچ قدرت یا دولت فراملی برای اجرای قوانین وجود ندارد ،«رفتاری که کشورها از سوی نظام به آن واداشته می شوند ایجاد توازن است و نه دنباله روی» )والتز ،6939: 626-621(. والتز با اطمینان می گوید «سیاست موازنه قدرت هر زمانی که دو پیش شرط وجود داشته باشد حکم فرما خواهد بود: یکی اینکه نظم نظام، آنارشیک باشد و دیگری اینکه نظام پر از واحدهایی باشد که به دنبال بقا باشند» )همان منبع ،626(. والتز در نظریه «رئالیسم ساختاری» خود معتقد است که امنیت و بقاء دولت ها در گرو تلاش برای جلوگیری از تمرکز و انباشت قدرت است. وی به این نکته اشاره دارد که انباشت قدرت و «میل به هژمونی» با منطق به موازنه ختم می شود. یعنی اگر دولت ها آزاد به انتخاب باشند، به طرف ضعیف تر کفه ترازو «موازنه» اضافه می شوند، چرا که طرف قوی تر بقاء و استقلال آن ها را تهدید می کند. بر اساس آنچه «والتز» و دیگر رئالیست های ساختاری به آن اذعان دارند، دولتی که دارای قدرت و توانمندی بیشتری است، همیشه تهدیدآمیز به نظر می رسد؛ چرا که

————————————-

[1] .  دانشجوی دوره دکتری، گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم انسانی و حقوق، واحد اصفهان، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

[2] . دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان

sh.ebrahimi@ase.ui.ac.ir :نویسنده مسئول، ایمیل

 

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دانلود فایل ورد مقاله: اثرات سیاست خارجی عربستان در یمن بر نقش آفرینی ایران در خاورمیانه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: