فایل مقاله به صورت ورد قابل ویرایش می باشد.

چكيده

امروزه فناوري و  زيست فناوري هاي نوين، امكان اهداي گامت و جنين را به زوجين نابارور فراهم آورده است. به كارگيري  روشهاي جديد پزشكي گرچه به لحاظ توسعه و تحول اين رشته از معارف بشري چشم گير و خيره كننده است اما در عرصه هاي مختلف اخلاقي، فقهي و حقوقي موجب بروز  پرسشها و بعضاً مشكلاتي شده است كه پاسخ به آنها نيازمند تأملي جدي و تحقيقي گسترده و همه جانبه است . تشتت آرا ي فقها، حرمت برخي از طرق جديد بارداري مصنوعي همچون استفاده از اسپرم بيگانه از منظر اكثر فقها و جواز استفاده از منظر برخي ديگر، و يا استفاده از تخمك بيگانه و نيز پرورش در رحم ثالث از موضوعاتي است كه مستمسك آراي متعارض از سوي فقها و حقوقدانان گرديده است. تجارب قانونگذاري كشورهاي پيشرو حاكي از اين است كه درمان ناباروري امري مهم و نيازمند مطالعات چند سويه و شناسايي اهداف كلي  وسياستهاي حمايتي كلان است؛ در  حالي كه متأسفانه قوانين ايران چندان به آن توجه نداشته است و از رژيم حقوقي و قانوني مشخصي پيروي  نميكند. همچنين عدم جامعيت قانون و غفلت  قانونگذار از ورود به  حوزههاي اختلاف برانگيز و مقابله با اخلاق اجتماعي، نه تنها زوجين نابارور را دچار نوعي سردر گمي نموده است. به اين منظور، مقاله پيش رو مي كوشد تا ضمن شناسايي حق طبيعي زوجين نابارور مبني بر استفاده از پزشكي نوين، چالش هاي فقهي،  حقوقي و اخلاقي اين حوزه و مشكلات پيش روي زوجين نابارور را نمايان ساخته و ضرورت نگرش جامع و فراگير قانوني مبتني برسياست هاي كلان حمايتي در اين حوزه را اثبات نمايد.

 

واژگان كليدي

تلقيح مصنوعي؛ فقه؛ حقوق؛ اخلاق؛ حق باروري؛ زوجين نابارور

. طرح مسأله 

تمايل انسان براي بهره مندي  از نعمت فرزند قابل توجيه است و هر آدمي ذاتاً در جستجوي داشتن فرزندي است كه به او دلبستگي داشته و خود را در وي دريابد و بدين ترتيب تداوم نسل و حيات قوام پذيرد. يكي از نگراني هايي كه همواره در طول تاريخ، زندگي شخصي و اجتماعي آدميان را تحت تأثير قرار داده، ناتواني هاي جنسي و عدم امكان باروري زنان و مردان بوده است. اين نگراني هم اينك به كمك انواع مختلفي از  روشهاي تلقيح مصنوعي  بهطور عمده كاهش يافته است. تلقيح مصنوعي، پديده اي نوين است كه  ميتواند موانع بارداري را مرتفع و در توليد نسل به زوجين، كمكي شايان كند. آشكار است كه رفع اين موانع تا چه حد در سلامت روحي، حفظ نزديكي عاطفي زوجين و بقاي بنياد خانواده مؤثر است. با اين حال قابل توجه است كه مانند هر فناوري ديگري، روش هاي گوناگون تلقيح مصنوعي، خود موجب دشواري هاي نظري و عملي شده و پرسش هايي برانگيخته است. غالب اين پرسش ها از حيطة پزشكي فراتر رفته و در زمينه هاي اخلاق، حقوق و فقه نيز بروز يافته اند. در اين نوشته، يكي از مسايل مهمي را بررسي خواهيم كرد كه در پي استفاده از روش هاي اهداي گامت و جنين در درمان ناباروري شكل گرفته است كه آن شناسايي حق باروري  زوجين  و خدشه اي است كه از خلل سؤالات  بي پاسخ و ابهامات بي شمار در اين حوزه  مي بيند.توضيح اينكه، گامت، به سلول جنسي نر (اسپرم) يا ماده (تخمك) گفته مي شود و بنابراين »اهداي گامت« شامل اهداي اسپرم يا تخمك است. اهداي اسپرم آنگاه در مورد زوجي صورت  ميگيرد كه شوهر به علت اختلال ژنتيكي ياعواملي  محيطي چون شيمي درماني يا پرتودرماني، فاقد اسپرمِ توانا براي بارور ساختن تخمك باشد. در چنين شرايطي، اسپرم اهدايي مردي ديگر به روش هاي مختلف در محيط آزمايشگاه به رحم همسر منتقل مي شود يا پس از لقاح داخل آزمايشگاهي انتقال صورت مي گيرد. اهداي تخمك نيز آن گاه اعمال  ميشود كه زن به علت فقدان تخمدان، نارسايي زودرس تخمدان، شيمي درماني يا پرتو درماني قادر به توليد تخمك نباشد. در اين شرايط، زن  ميتواند داوطلب دريافت تخمك زن ديگري باشد. در اين حالت تخمك همراه با  اسپرمشوهر  ميتواند مشكل ناباروري زوج را برطرف كند. اهداي جنين در شرايطي مورد استفاده قرار مي گيرد كه هر دو طرف دچار مشكل باشند. راه حل پزشكان براي اين معضل، استفاده از جنين اهدايي است. جنين اهدايي، حاصل تركيب اسپرم و تخمك زوج قانوني ديگري است كه پس از لقاح و تقسيمات اوليه و حداكثر پس از چهار روز از زمان لقاح به رحم زنِ نابارور منتقل  ميشود. (آخوندي، 1385، صص 31-35- غفاري

معرفت، 1382ش.، صص10- 8 و 16-15)

گفتني است اگر زن علاوه بر عدم توان باروري، به عللي نظير فقدان رحم يا نقص در ساختار آن، توان حمل جنين را نداشته باشد، جنين اهدايي نه در رحم او، بلكه در رحم جايگزينِ زنِ دومي پرورش خواهد يافت. (Powers, 2005,

(pp:370-372

در اينجا تركيبي از دو روش اهداي جنين و رحم جايگزين را كه روش ديگري در درمان ناباروري است شاهديم .كودك حاصل از اين باروري نه ارتباطي بيولوژيك با پدر و مادرِ پس از تولدش دارد و نه حتي در رحم مادر اهدا گيرنده گامت يا جنين، پرورش يافته است. اين كودك وضعيتي نظير وضعيت كودكفرزندخوانده دارد. (آخوندي، 1385ش.، ص33)

آمارها حاكي از اين است كه حتي امروزه دربرخي از كشورهاي غربي بسياري از زناني كه از فن آوريها و روش هاي نوين باروري يا كمك باروري استقبال  ميكنند، براي اينكه آنها  نميخواهند ريسك گناه و سرزنش مربوط به  شكستها و ناكامي هاي ناشي از باروري طبيعي را بر عهده بگيرند. آنها همچنين نمي خواهند در معرض انگ  بي مسئوليتي در قبال  بارداري خود قرار گيرند. (كينگ، 1992م.،ص1ـ12)

يكي از مسايل اخلاقي و حقوقي ناشي از استفاده از  روشهاي  پيشگفته اين است كه با توجه به رشد شايان علم پزشكي در اين زمينه و به نوعي پزشكي شدن مادري آيا  ميتوان به جهت ابهام و تشتت آراء فقهي و   نا رساييهاي قانوني  خانواده ها را ازحق داشتن فرزند محروم نمود؟

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “فایل ورد مقاله چالش هاي فقهي، حقوقي و اخلاقي تلقيح مصنوعي و رويارويي با حق باروري زوجين نابارور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: