« فصل اول »

تعاریف و مفاهیم

مقدمه

امروز جامعه در حال پيشرفت، نيازمند افرادي مسئول و خودكفا است و آموزش مسئوليت پذيري به كودكان نيازمند جوي خاص در خانه و مدرسه است.

بایستي شرايطي فراهم كرد تا كودكان و نوجوانان، ابزارهاي نگرش و ارزشيابي پيدا كنند تا به كمك آنها بتوانند بهتر تصميم گيري كنند. تصميماتي كه آنان را در اين دنياي پيچيده به سوي زندگي بارور و رضايت بخش رهنمون كند. انسانهاي امروز بيش از بيش نيازمند پذيرش مسئوليت براي زندگي و سرنوشت خود هستند و اين امر ميسر نمي شود مگر اينكه مبناي آموزش و پرورش آنها مبتني بر افزايش درك كودكان و نوجوانان در مورد نقش خود آنها به تعيين سرنوشت و ساخت كيفيت زندگيشان باشد و براي رسيدن به اين اهداف، سعي و كوشش و برنامه ريزي دقيق لازم است.

 

آغاز زندگي اجتماعي كودك                   

همانطور كه مي دانيم انسان اجتماعي متولد شده و از زماني كه كودك به مادرش مهر مي ورزد و يا به ديگران احساس عشق  ، حد و يا دشمني مي كند ، اجتماعي است . روان شناسان تربيت اوليه را در شكل گیري شخصيت كودك بسيار مؤثر دانسته اند .

فرويد اولين كسي كه نقش نخستين تربيت را در تشكيل شخصيت كودك عنوان كرد ، و جامعه شناسان را بر آن داشت تا از اين دريچه به افراد و گذشتة آنان بنگرند و به تحصيل آن بپردازند . چرا كه شخصيت هر فرد از تركيب دو زمينه فطري و اكتسابي صورت مي پذيرد . بدين معنا كه بعضي از خصوصيات زمينه وراث و ژنتيكي دارند و برخي از آنها اكتسابي است. رفع نيازهاي زيستي نوزاد و گرفتن پستان مادر و مكيدن و شيرخوردن، خوابيدن و نظاير آن، به طور غريزي و بدون آموزش صورت مي پذيرد. ولي در زمان اندك، زماني كه كودك دست خود را براي گرفتن اشياء ( خوب یا بد ، خطرناك و يا بي خطر ) دراز مي كند، وقتي كه سراپا ايستاده آهنگ راه رفتن مي كند، آموزش و پرورش اهميّت و ضرورت خود را مي نماياند، در اين موقع است كه مرحله ي يادگيري كودك آغاز مي گردد. اساس يادگيري اجتماعي كودك كه با مشكلات آموزشي نيز توأم است. از وقتي شروع مي شود كه با« ديگري »مواجه مي گردد.يعني اولين برخورد وي با افراد غير از والدينش، يا افرادي چون خودش كه تا كنون در ذهن و تصورش نبوده است.

او نه پدر و مادرش است و نه اسباب بازي، بلكه او« ديگري » و بيگانه است. كودك در نخستين برخورد و با اين« ديگري » اولين نياز اجتماعي شدن را درك مي كند . و با اين احساس « زندگي اجتماعي » وي آغاز مي گردد. در برابر اين وضع جديد مبهوت و سرگردان مي شود. نمي داند چه بكند و چه واكنشي از خود نشان دهد. بخندد ، گريه كند ، سازش نمايد و يا تسليم شود. احساس نياز اجتماعي از طرفي در« خويشتن خود » و از طرف ديگر، كشمكش دروني ايجاد مي كند و، واكنش پناه بردن به مادر را در وي مي آفريند. كودك تا چهار سالگي در مرحلة سرگرداني و تزلزل تصميم قرار دارد. تسلط بر ديگران را با همكاري با ديگران و شير را با سازش در هم مي آميزد. چرا كه هنوز يادگيري انجام نشده و تجربة اجتماعي را كسب نكرده است او بايد بعضي از بازتاب هاي اجتماعي را كه بكارگيري آنها لازمة زندگي اجتماعي است، و نيز اصول و قواعد رفتارهاي لازم و مورد قبول اجتماع را از طريق خانواده و بعضي از نهادها بياموزد.

در اين صورت كه فرد با حفظ خويشتن خود شخص اجتماعي مي شود و با جامعه و محيط اجتماعي خود روابط پيدا مي كند اين يادگيري اجتماعي به تدريج تا ۹ سالگي صورت مي پذيرد و ادامه مي يابد .

مهمترين مراحل تحول شخصيت اجتماعي كودكان از نظر ميد :

به عقيده ميد كودك طي دو مرحله شخصيت اجتماعي و خودش شكل مي گيرد كه عبارتند از مرحلة نمایشی و مرحله بازي . كودك در مرحلة نمايش نقشهاي آدمهايي كه برايش مهمند ، مانند پدر ، مادر ، برادر ، يا خواهر را ياد مي گيرد و از اين طريق نقشهاي متنوعي را به نمايش مي گذارد و خودش را در نقشهاي گوناگون مي بيند كه در آينده بخشي از شخصيت و خود اجتماعي او را مي سازند . اما در اين مرحله ، كودك هر يك از اين نقشها را به گونه اي جداگانه و بدون ارتباط متقابل آنها فرا مي گيرد . هر كودكي براي آن كه ادراك يكپارچه تر و منسجمتري از خود و جامعه اش به دست آورد ، بايد علاوه بر مرحلة نمایشی مرحلة بازي را نيز پشت سر گذارد تا به خود و شخصيت اجتماعي كاملي دست يابد . در اين مرحله ، كودك چشم انداز فراگيري از نقشهاي گوناگون اجتماعي را در قالب يك جامعيت يكپارچه و تعميم يافته به دست مي آورد و در نتيجه ، به ادراك منسجمتري از خود نيز دست مي يابد[1] .

 

جامعه پذيري                                                                              

همانطوريكه اشاره شد كليه عناصر جامعه (از جمله گروههاي اجتماعي، خرده گروهها و حتي كوچكترين عنصر آن يعني فرد) به طور مستمر و مداوم در حال تغيير و تحول مي باشند .

افراد جديدي كه به جامعه مي پيوندند (مثلاً نوزادان) ضرورتاً بايد با هنجارها ،معيارها، ضوابط و ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي جامعه آشنا شده و خود را با آنها همساز و هماهنگ نمايند .فرايند و جرياني كه از طريق آن عناصر فرهنگي و اجتماعي به افراد جديد هر جامعه منتقل شده و در درون آن جايگزين مي شوند را جامعه پذيري مي نامند .

جامعه پذيري جرياني است كه الگوها ، مفاهيم اجتماعي ، ضوابط رفتاري ، زبان ، ارزشهاي فرهنگي و هنجارهاي گروهي را به افراد جامعه انتقال مي دهد .

[1] – جورج ریترز ، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر ، ترجمه محسن ثلاثی – ص 315

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “پایان نامه بررسی میزان مسئولیت پذیری در حیطه خانواده و جامعه بین دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی مدارس عادی و غیر انتفاعی در شهرستان نیشابور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *